تخریب حمام تاریخی شیخ بهایی





خورشید معماری





خیابان اشرفی اصفهانی – خیابان شهید مخبری (35 متری گلستان ) – خیابان عدل جنوبی –کوچه شهید کاظمی – پلاک 22 تلفن : 44457637
لودویک میس وندروهه
نوشته : محسن زین العابدینی
لودویک میس وندروهه فردی که پدر معماری شیشه و فولاد میباشد به سال 1886 در رنانیا Renania آلمان از پدری سنگتراش متولد شد. راحت طلب ، خوش گذران و آرام بود ولی در عین حال انقلابی و جسور به طوری که او را به سال 1953 متهم به گرایشات کمونیستی نمودند.

در پانزده سالگی در نزد معماران رنانیا به عنوان شاگرد مشغول به کار شد که خود آن دوران را مدرسه طراحی معماری می نامید و با تزیینات و تناسبات معماری کلاسیک آشنا شد. از سال 1910 در دفتر پیتر بهرنس که از معماران شهیر آلمان میباشد به مدت 3 سال مشغول به کار شد ، در این زمان دو اثر بیش از همه میس را تحت تاثیر قرارداد ، کارخانه توربین AEG که به شیوه نوین با فولاد طراحی شده و سفارت آلمان در پترزبورگ که بر اساس اصول کلاسیک طراحی شد.
میس سال 1913 دفتر کار شخصی خود را گشود و تا قبل از آغاز جنگ اول جهانی به سال 1914 چندین ویلا طراحی نمود که همگی از اصول معماری شینکل ( معمار آلمانی طرفدار اصول کلاسیک ) پیروی میکردند ، در زمان جنگ اول میس به عنوان سرباز اغلب در بالکان بود و پس از جنگ به طور مجدد در زمینه معماری فعالیت خود را ادامه داد . پایه اولیه آسمانخراش های امروزی به سال 1919 با طرح میس در مورد یک برج بیست طبقه فولادی که در جداره های خارجی آن از کف تا سف از شیشه پوشیده شده بود شکل گرفت ، وی در سال 1920 آسمانخراش دیگری را در سی طبقه طراحی نمود که تمام شیشه ای بوده و با ایجاد حیاط هایی شیشه ای در طبقات و بازی با نور بوسیله شیشه ، دارای لطافت خاصی گردید.طراحی این دو برج باعث گردید میس در زمره پایه گذاران معماری مدرن قرار گیرد.
فولاد ، بتن و شیشه مصالح مود علاقه وی بود که واژه صداقت را در مورد آنها به کار می برد ، میس معتقد بود فولاد و بتن نماد قدرت بوده و شیشه پوسته ای درخشنده برای آنها است.
در سال 1920 در انجمن Novomber Group که دارای گرایش های چپ بودند عضو شد و تا حدی نیز تحت تاثیر عقاید سیاسی آنان قرار گرفت. میس مدیر بخش معماری این انجمن گردید و آثار وی در زمینه آسمانخراش ها در نمایشگاه این گروه به معرض نمایش گذاشته شد. طرح میس در همین زمان برای ساختمان اداری با بتن و شیشه در هشت طبقه که دارای فرم مکعب مستطیل بوده و در نمای آن نوارهای افقی با بتن و شیشه طراحی شده که ساختمان را کاملا افقی نمایان میکرد ، این اثر بعد ها الگوی بسیاری از ساختمان ها گردید و حتی اریک مندلسون و برخی دیگر از معماران نامی از آن تاثیر گرفتند.
در سال های بعد از جنگ اوضاع بد اقتصادی که از طبعات ناشی از شکست آلمان بود فضای سختی را در آلمان ایجاد نمود و اغلب معماران کمتر ساختمانی را طراحی میکردند ولی در عین هنر طراحی میس باعث شده بود که بسیاری از کارفرمایان دولتی و خصوصی به وی مراجعه کنند ، طراحی های میس برای چند ویلا که از آجر و شیشه به نحو فوق العاده ای استفاده نموده بود به صورتی که مدول ها بر اساس ابعاد آجر تنظیم شده بود ، این نحوه طراحی تا مدت ها الگوی طراحی ویلا های آلمانی بود.

( برج سیگرام نیویورک)
در سال 1926 یک بنای یادبود توسط میس برای دو تن از کمونیست های آلمانی به نام های کارل لیبنشت و روزا لوکزامبورگ طراحی شد که از حجم های عظیم مکعب شکل بوسیله آجر ساخته شده و شاید بتوان آن را تا حدود زیادی در ردیف آثار کانستراکتیویسم ( سبک معماری روسی که زاده تفکر کمونیستی است ) قرار داد. بعد ها در زمان جنگ سرد وقتی آمریکایی ها متوجه شدند در کارنامه طراحی معماری میس این اثر وجود دارد شوکه شدند و میس همواره عنوان میکرد که نه به خاطر عقاید حزبی بلکه به دلیل عقاید پاک و مردم دوستنانه کارل و روزا این بنای یاد بود را طراحی کرده است.
در سال 1930 لودویک مه یر که پس از گروپیوس در حدود دو سال مدیر مدرسه باهاوس بود استعفا داد و میس مدیریت این مدرسه که گروپیوس آن را از جمهوری وایمار به شهر دسو منتقل کرده بود را بر عهده گرفت در زمانی که نقاشان بزرگی چون کاندینسکی و پلی کلی در آن مشغول کار بودند.افزایش قدرت نازی ها در آلمان ، تشدید فشار ها بر باهاوس را به همراه داشت ، نازی ها معتقد بودند که معماری ارائه شده توسط این مدرسه متناسب با عقاید بلشویک ها ( انقلابیون روس ) بوده و در تضاد با آرمان های آلمان میباشد ، این فشار ها با به قدرت رسیدن هیتلر به سال 1933 افزایش یافت و در اواخر همان سال بود که میس اعلامیه ای منتشر و اعلام کرد که باهاوس نمیتواند در چنین فضای پر فشار و ملتهبی ادامه کار دهد و این مدرسه برای همیشه بسته شد. این رفتار میس باعث شد مورد سرزنش برخی از معماران آلمانی قرار گیرد که معتقد بودند میس باید مقاومت بیشتری از خود بروز میداد.
قصر "سنسوچي" آلمان
قصر "سنسوچي" در آلمان با سبك معماري "روكوكو"، رقيب كاخ "ورساي" فرانسه به شمار ميآيد، اين قصر سال 1990 در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيد.
پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري: قصر سنسوچي كه در بوتسدام قرار دارد قصر تابستاني فردريك كبير پادشاه پروس (سرزميني كه امروزه بخش شرقي آلمان و بخش غربي لهستان را دربر ميگيرد) است كه رقيب كاخ ورساي در فرانسه محسوب ميشود.

سبك معماري به كار رفته در سنسوچي روكوكو است (سبك هنر سده 18 كه در واكنش به باروك به وجود آمد و ويژگي آن تزيينات فراوان و رنگهاي روشن و شاد بود) اين بنا كه از كاخ ورساي كوچكتر است به دليل وجود معابد زيبا و تالارهاي رقصش در پارك سنسوچي شهرت دارد. اين قصر توسط "گئورگ ونزسلائوس فون كنوبل اسدورف" بين سالهاي 1745 تا 1747 طراحي شده است. در اين قصر 10 اتاق اصلي وجود دارد.
در قرن نوزدهم اين قصر اقامتگاه فردريك ويليام چهارم شد. او با بهكار گرفتن معماري به نام "لودويگ پرسيوس" دوباره قصر را بازسازي و بزرگ كرد. "فرديناند فون آرنيم" مسئول تغيير چشمانداز قصر شد. شهر پوتسدام با مجموعه قصرهايش مكاني مورد علاقه سكونت خاندان سلطنتي تا قبل از سقوط سلسله هوهن زولرن در سال 1918 بود. بعد از جنگ جهاني دوم اين قصر تبديل به يكي از جاذبههاي گردشگري در آلمان شرقي شد. بعد از اتحاد دو آلمان در سال 1990، جسد فردريك كبير را به قصر محبوبش بازگرداندند و در مقبره وي رو به باغي كه او باني ساخت آن بود به خاك سپردند.
سنسوچي و باغهاي بينظيرش در سال 1990 در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيد. در سال 1995، بنياد حفظ قصرها و باغهاي پروس در برلين ـ برنونبرگ براي حفاظت از سنسوچي و ديگر قصرهاي سلطنتي اطراف برلين تشكيل شد. بيش از دو ميليون نفر از سراسر دنيا سالانه از اين قصرها بازديد ميكنند.
بيست سال پس از ساخت سنسوچي فردريك قصر ديگري در قسمت غربي پارك ساخت. اين قصر به مراتب بزرگتر از قصر قبلي بود و سبك معماري باروك در آن به كار گرفته شده بود.
انتخاب سبك معماري روكوكو براي ساخت سنسوچي تصادفي نبود. در اين سبك از معماري كه در اوايل قرن هجدهم در ادامه سبك باروك شكل گرفت به جاي بكارگيري رنگهاي تيره از رنگهاي روشن و تزيينات متنوع استفاده ميشود. اين قصر يك طبقه بوده و از دو باله كناري ساخته شده است.
در باغي كه در جلوي اين قصر ساخته شده گلكاريهاي زيبا و تزيينات فراوان وجود دارد.
نگاهی گذرا به معماران فعال در دوران پهلوی اول
وقتی که از جنبههای مدرن زندگی ایرانی با تمام کم و کاستی هایش صحبت می کنیم نمی توانیم از پرداختن به معماری غافل شویم. معماری پدیده ای است که هم از تغییرات زندگی ما نقش می پذیرد و هم در تغییر دادن نحوه زندگی ما نقش دارد.
تهران در میان شهرهای ایران، شهری است که به دلیل پایتخت بودن و تمرکز بنیادهای سیاسی و اقتصادی در آن، نسبت به شهرهای دیگر زودتر با مظاهر مدرنیسم و به تبع آن با معماری مدرن آشنا شد. این آشنایی در دوران قاجار و به خصوص دوره ناصرالدین شاه آغاز شد. اما عملن در دوران پهلوی بود که جنبه های زندگی مدرن از حصار دربار و ارگ سلطنتی خارج شد و چهره تهران و پس از آن سایر شهرهای ایران را به سرعت عوض کرد.

شیرهای سنگی عمارت شهربانی
با روی کار آمدن رضا شاه، نهادهای مدرنی در ایران پا گرفتند و تاسیس شدند که پیش از آن یا در شکل و شمایل سنتی خود وجود داشتند و یا این که برای اولین بار بود که به وجود می آمدند. این نهادها و موسسات جدید نیازمند معماری و فضاهای خاص خود بودند. طبیعی بود معمارانی می توانستند طراحی و ساخت این موسسات جدید را بر عهده بگیرند که با الفبای معماری مدرن و نیازهای جدید آشنایی باشند. معمارانی که در دوره رضا شاه، چهره تهران را متحول کردند یا معمارانی اروپایی بودند و یا فارغ التحصیلان دانشگاه های اروپا.
نکته ی برجسته در معماری این دوره، ظهور گونهای از معماری است که می شود با اغماض به آن معماری نئوکلاسیک ایرانی گفت، گرچه همواره بر سر نامگذاری سبکهای معماری اما و اگرهای فراوانی در کار هست. منظور از این گونه معماری آن است که معماران عمدتن در بخش هایی از ساختمان به خصوص در نماسازی یا تزیینات از عناصر و جزییات معماری ایران باستان استفاده می کردند، اما درون ساختمان خود را بر اساس نیاز های جدید طراحی می کردند.
از شاخصترین نمونه های این گونه معماری در تهران می شود به ساختمان کاخ شهربانی در محوطه میدان مشق یا باغ ملی اشاره کرد. سرستون های این ساختمان کاملن از روی معماری دوران هخامنشی الگوبرداری شده و پله های آن یادآور معماری کاخ آپادانا است. همچنین ساختمان صندوق پس انداز بانک ملی در خیابان فردوسی نیز مثال برجسته ای از معماری نئوکلاسیک ایران است که با آن که معمار آن آلمانی بوده اما کاملن از معماری دوران هخامنشی الهام گرفته شده است. در طراحی موزه ایران باستان نیز، کاخ تیسفون و طاق کسری، مربوط به دوران ساسانی، مورد توجه معمار فرانسوی آن، آندره گدار بوده است.

منبع : http://www.radiozamaneh.org
افسانه تخت سليمان
مجموعه آثار باستاني تخت سليمان در 42 كيلومتري شمالشرقي شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار دارد. آثار باستاني اين مجموعه و درياچه جوشان آن روي صفهاي سنگي و طبيعي قرار گرفته كه از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به 3 هزار سال پيش باز ميگردد.
آثار باستاني اين محل در محوطهاي با 124 هزار متر مربع وسعت قرار دارند احتمالا آتشكده مقدس آذرگشسب يكي از آثار تاريخي تخت سليمان روي بقاياي آثار دوره اشكاني بنا شده است. اين آتشكده يكي از 3 آتشكده معروف دوره ساساني است.
براي ديدين مجموعه آثار تاريخي تخت سليمان از طريق تهران ميتوان مسير جاده زنجان را در پيش گرفت 40 كيلومتري زنجان، سمت چپ حاده شهر سلطانيه قرار دارد. در اين شهر كه زمان ايلخانان مغول و صفويه رونقي فراوان داشت ميتوانيد گنبد عظيم سلطانيه را ببينيد. اين گنبد از سطح زمين 51 متر ارتفاع دارد و يكي از عظيم ترين گنبدهاي اسلامي است. پس از ديدار از اين بناي قديمي و عظيم به زنجان برويد و به سوي دندي حركت كنيد. از زنجان تا دندي 90 كيلومتر مسير كوهستاني است كه بتازگي اين مسير آسفالت و هموار شده است. ميتوانيد خودروي خود را در پاركينگ جلوي دروازه جنوب شرقي تخت پارك كنيد. براي خوردن چاي و استراحت، كلبهاي چوبي جلوي دروازه ساخته شده است. راه سنگفرش را در پيش گيريد و وارد تخت شويد. از دروازه ساخته شده است. از دروازه كه گذشتيد سمت شمال غرب درياچه شاهد كاخ شكار آباقاخان(قرن سيزدهم ميلادي) و ايوان غربي معروف به ايوان خسرو خواهيد بود. روبهروي آن هشت ضلعيهاي دوره مغولي را خواهيد يافت و اگر به سمت غرب نگاه كنيد روستاي احمد آباد سفلي با چشمههاي آب گرم و زندان سليمان را در 3 كيلومتري خواهيد ديد.
زندان سليمان كه تپهاي است به ارتفاي يكصد متر از سطح زمين و مخروطي شكل زمان ساسانيان محل قرباني يا نيايش موبدان زرتشتي بوده و البته بقاياي بناهاي دور مخروط زندان سليمان، نشانگر اهميت اين محل مقدس است.
موبدان پس از نيايش در محل و استفاده از برسم، حيوان در نظر گرفته شده را براي قرباني به جايگاه ميبردند تا نذر آتشكده كنند.
احتمالا دو هزار سال پيش مخروطي كه امروز خالي از آب است و در دهانه تپه قرار دارد، پر از آب بوده و بقاياي آب انبارها اطراف مخروط نشانگر غير قابل استفاده بودن آب اين دهانه و درياچه درون آن است؛ اما به مرور زمان و بر اثر حجم رسوبات با فرو ريختن دهانه، چشمههاي اين درياچه كه در عمق 100 متري قرار داشتهاند بسته شده و مخروط كم كم به خشكي رفته است.
آب درياچه تخت سليمان و زندان سليمان هيچ كدام آشاميدني نيست و براي انسان و احشام خطرناك است و تنها براي كشاورزي و به راه انداختن آسيابهاي آبي اطراف قابل استفاده بوده است.
معبد آناهيتا در شمال شرقي درياچه حائز اهميت است، چون آناهيتا، الهه آب، مورد احترام ايرانيان باستان بوده و براي وجود چنين معبدي بايد دليل خاصي وجود داشته باشد. كوه بلقيس با دو قله مرتفع 3300 متري در 5/7 كيلومتري شمال شرقي تخت سليمان قرار دارد. روي قله جنوبي تراسها و اركهاي ساساني ديده ميشوند. صعود از كوه چندان مشكل نيست كه ميتوان با گرفتن يك راهنماي محلي از دهكده تازه كنديا احمد آباد و سفلي به سوي آن رفت.
بين دو قله در فصل بارش درياچهاي از آب برفهاي دوب شده ديده ميشود و پايينتر، چشمهاي وجود دارد كه علت اصلي حضور معبد آناهيتاست.
اين چشمه، آب آشاميدني موبدان را تامين ميكرده است و نام كوه برگرفته از نام ملكه صبا همسر حضرت سليمان است؛ اما در شمال درياچه تخت سليمان آتشكده آذرگشسب قرار دارد كه مهمترين اثر تاريخي اين مجموعه است و جلوي آن، حياط شمالي آتشكده و در شرق آن محل آتش مقدس است و در سمت شرق آتشكده تالار ستون داري قرار دارد، اما از تخت سليمان و زندان سليمان كه بگذريم به تكاب، شهر كردها و آذريها ميرسيم. هتل رنجي محل مناسبي براي استراحت است و ميتوان صبح روز بعد به ديدن جزيرهاي شناور رفت. در 17 كيلومتري شمال شرقي تكاب، جادهاي كه به روستاي بدرلو ختم ميشود، درياچهاي ديده مي شود كه چميني سبز و شناور گرفته- در بسياري از سفرنامههاي باستان ياد شده است؛ اما اگر از ديدنيهاي اين مناطق سيراب نشدهايد به مراغه سفر كنيد؛ شهري كه زماني پايتخت ايلخان مغول، آباقاخان بوده است.
منبع : http://aruna.ir
بيانيه 30 حزب و تشكل سياسي در مخالفت با آبگيري سد سيوند
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حزب جوانان ایران اسلامی : شماري از احزاب كشور با آبگيري سد سيوند مخالفت كردند. مجمع محققين و مدرسين حوزهي علميهي قم، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، حزب جوانان ايران اسلامي ، حزب مردمسالاري، سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، كانون وليعصر (عج) و حزب ارادهي ملت ايران، از جمله احزابي هستند كه نماينده يا دبيركل آنان بر بيانيهي «مخالفت با آبگيري سد سيوند» امضا گذاردهاند. اين بيانيه كه در پنج بند به مهمترين آسيبهاي ناشي از آبگيري سد سيوند اشاره كرده است تأييد 31 حزب را به دنبال دارد.
ارزش بالاي باستانشناسي و تاريخپژوهي تنگهي بلاغي (بهويژه در شناخت جوامع باستاني ايران)، تأثير مخرب افزايش رطوبت در منطقه كه نابودي سازههاي باستاني دشت پاسارگاد را تسريع خواهد كرد (به ويژه آرامگاه كوروش، نماد جهاني ارجگزاري به حقوق بشر و كسي كه به تعبير شادروان علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله (كه به دليل واقع شدن در ناحيهي رويش ايراني- توراني از نظر تنوع و ذخيرهگاه ژنتيكي، منحصر بهفرد و داراي اهميت ويژهاي هستند و تخريب این جنگلها به معناي فنا و نابودي كامل طبیعت منطقه است) و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي در حاليكه مراتع عشاير يكي از جاذبههاي گردشگري ايران به شمار ميرود، و بسته شدن مسير كوچ عشاير و به زير آب رفتن يكي از مهمترين استقرارگاههاي كوچنشينان، مواردي هستند كه در بيانيه به آنها اشاره شده است.
در بخش پاياني بيانيه آمده است: تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، مهمترين آسيبي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل ميشود. سرمايهي ملي هزينهشده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يكسال اخير و همزمان با اعتراضها به ساخت آن، هزينه شده است و با راهكارهايي بازگشتپذير است - هيچ قابل قياس با سرمايهي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت.
اسامي احزاب امضا كننده بيانيه براساس حروف الفبا:
حزب آيين مردم، حزب اتحاد ملي ايران، حزب ارادهي ملت ايران، حزب پاك، حزب ترقي ايران، حزب توسعهي كرمانشاه، حزب جوانان ايران اسلامي، حزب سبز ، حزب عدالت، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب مردمسالاري، حزب مستقل كار، حزب ميهن اسلامي، حزب وحدت ايران اسلامي، حزب وحدت ملي ايران، جمعيت اسلامي آزادانديشان، جمعيت طرفداران نظم و قانون، جمعيت كاركنان ايران، جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان، سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، سازمان رهروان فردا استان خوزستان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، كانون دانشجويان و دانشآموختگان استان ايلام، كانون فارغالتحصيلان آذربايجانغربي، كانون مهستان، كانون وليعصر (عج) ، مجمع دانشجويان و فارغالتحصيلان گيلاني، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي ، مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و انجمن اسلامي دانشگاهيان استان اصفهان.
گفتني است حجتالاسلام جنتي رضوي، دبيركل كانون وليعصر (عج) در كنار امضاي خود نوشته است: هر آنچه براي كشور و مردم مضر باشد اقدام به آن، لطمه به تمام موارد انساني و اسلامي است.
همچنین در روز جهارشنبه ۲۵ بهمن نیز جمعیتی در حدود 300 نفر از مخالفان آبگيري سدسيوند, مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.
به گزارش ايلنا, امروز ساعت 10 صبح, تعدادي از دوستداران ميراث فرهنگي كشور كه متشكل از جوانان و دانشجويان كه از استانهاي فارس، اصفهان و چهارمحال بختياري آمدهاند، با پلاكاردهايي با عنوان"مسولان هويت ملي را حفظ كنيد" و "پاسارگاد، آرامگاه كووروش را ويران نكنيد"، در مقابل در شمالي مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.
اين افراد دليل تجمع خود را مخالفت با آبگيري سدسيوند كه باعث زير آب رفتن تنگه باستاني بلاغي و تخريب آرامگاه كورش ميشود, بيان كردهاند.
گفتني است؛ تجمعكنندگان خواستار حضور رييس مجلس شوراي اسلامي در ميان خود شدهاند
کليسای بزرگ و زيبای شهر کوردوبا در اصل مسجدی قديمی است که از قرن سيزدهم در اختيار کليسای کاتوليک قرار گرفته است.

انجمن اسلامی اسپانيا که نماينده حدود 800 هزار نفر مسلمانان اين کشور به شمار می رود، تا کنون چند بار از واتيکان مرکز کيش کاتوليک تقاضا کرده است که اين کليسا را به صورت عبادتگاهی برای تمام اديان در آورد.
اسقف کوردوبا که نماينده عالی پاپ و کليسای کاتوليک به شمار می رود، گفته است که باز کردن کليسای کوردوبا به روی پيروان تمام اديان، مؤمنان را گيج و سردرگم می کند.
کليسای بزرگ کوردوبا در جنوب اسپانيا از يادگارهای مهم دوران سلطه مسلمانان بر بخش اعظم اسپانيا شامل جنوب اين کشور (اندلس) است.
يونسکو اين بنای زيبا را از ميراث های مشترک بشری دانسته است.
در جنوب اسپانيا علاوه بر کليسای جامع کوردوبا (که در اسپانيايی مسجد خوانده می شود) از دوران اسلامی آثاری مانند کاخ الحمرا در گرانادا و مناره زيبای شهر سويل اهميت هنری و تاريخی دارند.
در زمان سلطه مسلمانان بر اندلس، شهرهای کوردوبا (قرطبه)، گرانادا (غرناطه) و سويل (اشبيليه) از مراکز فرهنگی مهم به شمار می رفتند.
فوتوریسم و معماری
«تصور زمان» در دهه نخستين قرن حاضر در علم فيزيك تغييري عميق صورت گرفت كه شايد مهمترين تغيير در اين علم از زمان ارسطو و فيثاغورث تا آن زمان باشد. اين تغيير، بيش از همه چيز، «تصور زمان» را ديگرگون كرد. پيش از اين دو تعبير درباره ي «زمان» وجود داشت. نخست تعبيري عيني كه زمان مستقل از اشياء و پديده هاي ديگر بي آنكه توجه شخص بدان تأثير كند پيش مي رود. دوم تعبيري ذهني كه زمان فقط به شخص بستگي دارد و به حواس او مربوط است. با آغاز نخستين دهه قرن نوزدهم تعبيري ديگر به وجود آمد كه نتايج بسيار پر اهميت بر آن مرتبت بود. نتايجي كه امروز نمي تواند ناچيز و يا ناديده گرفته شود.

به سال 1908 رياضيدان بزرگ «هرمان مينكوسكي» در جامعه ي محققين علوم طبيعي در آلمان براي نخستين بار با اطمينان و به دقت اعلام كرد كه تصور زمان از اين پس تغيير مي يابد. وي گفت: «فضا به تنهايي و زمان به تنهايي محكوم به نسيتي است و تنها وحدتي از اين دو حيات آنها را ميسر مي دارد.»
در عرصه ي هنر نيز مسائل مشابه ناشي از اين تغيير به وجود آمد. با استفاده از بعد جديد: فضا – زمان، در شيوه هاي هنري اصيل مانند كوبيسم و فوتوريسم حزوه ي ديد انسان وسعت يافت. از راستي يكي از نشان هاي فرهنگي جامع اينست كه مسائل در دنياي فكر و عالم احساس مشتركاً و هم زمان با يكديگر به وجود آيند.
آغاز «فوتوريسم»
در دوره ي رنسانس برخي از نقاشان تصور فضائي آن زمان: پرسپكتيو را در كارهاي خود بيشتر با خطوط مصور مي كردند و برخي ديگر بيشتر با رنگ.در دوره ي ما نيز تصور فضائي جديد: فضا – زمان در كار هنرمندان كوبيست با پژوهش در ايجاد «تركيب »هاي فضائي به منصه ي ظهور رسيد و در كار هنرمندان «فوتوريست» با پژوهش در حركت.
به گفته ي «ياكوب بوركهاردت» در ايتاليا «سكوتي مرگ بار» وجود داشت. اين كشور پناهگاه آنهايي بود كه از حقاي قزمان حاضر مي گريختند. هنرمندان «فوتوريست» شرمگين از اين وضعيت كوشيدند با كارهاي خود اين سكوت را در هم بشكنند. هدف اين هنرمندان بيرون آوردن هنر از انبارهاي ظلمت زده ي موزه ها و دادن حياتي تازه به آن بود. حياتي كه از افكار جديد مايه مي گرفت و به زبان اصيل آن عصر ترجمه مي گشت. «زندگي» شعار آنان بود و در تمام مظاهر آن از سياست و جنگ تا هنر و زيبائي حركت، عمل و دليري مورد توجه شان بود و از همين رو بي دليل نبود كه خود را «نخستين جوانان ايتاليا پس از قرن ها» مي خواندند.
منبع :http://v3k2.blogfa.com نوشته : وحید کمانه
عالي قاپو
قصری بر فراز نصف جهان
این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالىقدر را در این كاخ به حضور مىپذیرفته است. این كاخ داراى 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتشبازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى كردند . این قصر كه «دولتخوانه مباركه نقش جهان» و «قصر دولتخوانه» نام داشت، نمونهمنحصر به فردی از معماری كاخهای عهد صفوی است. مینیاتورهای هنرمندانه رضاعباسی،نقاش معروف عهد شاهعباس، نقاشیهای گل و بوته، شاخ و برگ، اشكال وحوش و طیور و گچ بری های زیبای آن به شكل انواع جام و صراحی در تاقها و دیوارها تعبیه شده است . گچبری های اتاق صوت با هدف آكوستیك طراحی و اجرا شدهاند تا نغمهها و صداها به طور طبیعی و دلنشین شنیده شوند

عالی قاپو به دو صورت تلفظ گردیده كه براى هر كدام وجه تسمیهى است. آنچه بیشتر در مورد محاورات و مكاتبات متداول می باشد عالى قاپو است كه مركب از كلمه عالى و قاپوى تركى به معنى در می باشد یعنى باب عالى و مراد اینست همان طور كه در عثمانى باب عالى معمول بوده بین ایرانیان شیعه هم چنین یابى وجود داشته كه مانند باب عالى عثمانیه ا مورد احترام بوده است و از این رو كلیه كسانى كه می خواستند وارد عالى قاپو شوند باید خم شده آستانه را بوسیده و داخل شوند و حتى شاه عباس هم هنگام دخول باین عمارت از اسب پیاده می شده است. گذشته از این عالى قاپو محل تحصن مقصران و گناهكاران بوده كه هر جانى و یا گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می گردید كسى نمی توانست او را از آنجا بیرون بیاورد مگر به امر شاه صفوى و خلاصه عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت. و اما عده ای كه آنرا على قاپو و على قاپو نوشته اند معتقدند كه هنگامیكه شاه عباس كبیر درب نقره براى بارگاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به نجف برد و نصب كرد درى را كه در پیش آنجا نصب شده بود براى تیمن و تبرك اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت آن را عالى قاپو و یا قاپى نامیده ند كه این در منسوب به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام است و از این رو مورد احترام شاه و مردم بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در اطراف آنجا آش ها مى پختند و نذوراتى می كردند و بزنجیر جلو در مزبور رشته هائى بعنوان دخیل مى بستند و همانطور كه گفته شد در زمان سلاطین صفویه جاى بست گناهنكاران بود. در هر حال از هر دو نام و وجه تسمیه چیزیكه استنباط می گردد نصب این دو رفتارى كه در مقابل آت در می شده مربوط به یك امر سیاسى بوده كه همان استقلال صفویه در مقابل عثمانی ها باشد. و اما عمارت عالى قاپو بنیانش از زمان سلطنت سلاجقه است و در زمان صفویه داراى آن همه زیبائى و شكوه شده است و درب آنرا شاه عباس بزرگ از نجف اشرف آورده و از این جهت مورد احترام سلاطین صفویه و مردم بوده است و چون این كاخ در مقابل باب عالى عثمانى ها قرار داشته فوق العاده در جهت عظمت و زیبائى آن همت مصروف داشته اند. كاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق است كه در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یك طبقه حساب كرده اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه است ارتفاع آن 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى است كه در میان ستون هاى آن حوض مسى قرار دارد كه آب از آن فوران می كرده است. گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق ها متعدد آن هر بیننده را خیره می كرده و اكثر گچبری ها بشكل بطرى و شیشه هاى شراب است. این كاخ در غرب میدان شاه است كه عرصه آن 386 متر طول و 140 متر عرض است در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده است. شاردن فرانسوى كه سه مرتبه باصفهان مسافرت كرده و عمارت و كاخهاى دولتى را دیده گفته است:
عالى قاپو بزرگترین كاخى است كه ممكن است در یك پایتخت وجود داشته باشد. پس می توان گفت كه این كاخ در زمان صفویه از بهترین كاخ ها دنیا محسوب می شده است و از این رو محتوى بر تمام مزایا و محاسن بوده و آنچه لازمه یك كاخ سلطنتى بوده در آن وجود داشته است.
ساختمانسازان در انگلیس باید «خانههای سبز» بسازند
در پی صدور یک فرمان اخیر دولتی در انگلیس، شرکتهای ساختمانسازی به دنبال راههای عملی برای ساخت خانههای موافق با محیط زیست یا «سبز» برآمدهاند.
به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس از لندن، قانونگذاران خواستار ساخت خانههای جدید طی یک دهه آینده شدهاند که مصرف کربن آنها صفر باشد. این خانهها باید به همان اندازه که انرژی مصرف میکنند انرژی تولید کنند تا انتشار گازهای دی اکسید کربن که عامل گرم شدن زمین است کاهش یابد.
برای تحقق این هدف قرار شده است خریداران اینگونه خانهها مالیات کمتری بپردازند. همچنین بودجه عمومی برای ساخت خانههای سبز برای طرحهایی اختصاص مییابد که استانداردهای دوستدار محیط زیست را رعایت کنند.
ساخت BedZEDدر سوتون یک نمونه است که در سال ۲۰۰۲تکمیل شد.
این طرح تنها طرح بزرگی است که مسئله بازدهی از هر نظر از جمله انرژی خورشیدی، بازیافت فاضلاب، و استفاده اشتراکی از خودرو در آن اعمال شده است.
یک طرح مهم دیگر خانههای سبز نیز اخیرا در لندن اعلام شده است. سایر راههای خانهسازی سالم، بهرهگیری از مصالح سازگار با محیط زیست است.
در خانههای سروایت از سقفهای پوشیده از گیاه گل ناز برای عایق بیشتر و جذب آب باران استفاده شده است و طرح استفاده اشتراکی از خودرو نیز اجرا شده است.
در چند محل دیگر، همین گروه از خانههای پیشساخته و چوبی که سال آینده تکمیل میشود استفاده کردهاند.
59 سازمان غیردولتی در مخالفت با آبگيري سد سيوند بیانیه ای صادر کردند.
بهنام خداوند جان و خرد
بيانيهي سازمانهاي مردمنهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند
هر كه نامخت از گذشت روزگار / نيز ناموزد ز هيچ آموزگار
همايش «آخرين دستاوردهاي كاوشهاي باستانشناسي تنگ بلاغي» (شنبه سيام ديماه - دانشگاه تربيت مدرس) بهنتايجي فراتر از آنچه انتظار ميرفت منتهي شد. پيش از اين از سوي معاونت سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري و رييس پژوهشگاه آن، دكتر طه هاشمي عنوان شده بود اين همايش علاوه بر اعلام نتايج كاوشهاي باستانشناسان در تنگ بلاغي قرار بود به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا از نظر باستانشناسان كاري در تنگ باقي مانده يا خير، تا با بازتاب آن نظر از سوي سازمان به وزارت نيرو تكليف آبگيري سد سيوند مشخص شود. گفتني است بر پايهي توافقي كه ميان وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي بسته شده است، براي نخستينبار در تاريخ ساخت و سازهاي عمراني كشور، يكي از كارفرمايان بزرگ دولتي براي گشايش طرحي نيازمند اجازهي مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي است. اين فرصت طلايي كه در پي فشار گستردهي افكار عمومي نصيب سازمان مذكور شده، آن سازمان را در موقعيتي سرنوشتساز و خطير قرار داده است.
از مدتي پيش، هر چند اين شايعه قوت گرفته بود كه سازمان موافقت خود با آبگيري را به آگاهي وزارت نيرو رسانده است و سخنان غيررسمي مسؤولان بلندپايهي سازمان هم اين نظر را تأييد ميكرد ولي همايش يادشده اين فرصت را به علاقهمندان داد تا در فضايي رسمي و كارشناسي پيگير موضوع باشند. اين همايش براي سازمان نيز اين حُسن را داشت تا توپ اعتراض را به زمين باستانشناسان بيندازد چرا كه اگر در آينده از سازمان انتقادي ميشد مسؤولان به نظر كارشناسي باستانشناسان استناد ميكردند و خود را تبرئه مينمودند. اما:
1. در همايش يادشده برخي از باستانشناسان ايراني - مستقيم و غيرمستقيم - به كارهاي ناتمام اشاره كردند. در اينباره سخن آخر را مطرحترين باستانشناس حاضر در جمع، آقاي رمي بوشارلاي فرانسوي – كه بالطبع درگير تعارفات و محذورات با سازمان ميراث فرهنگي نبود – عنوان كرد كه بسياري از سايتها كاوشنشده باقي مانده و نياز به پژوهش بيشتري است. از اينرو اين سخن مسؤولان سازمان پس از همايش كه بر اتمام كار همهي هيأتهاي باستانشناسي اصرار دارند (آقاي رحيممشايي، رياست سازمان ميراث فرهنگي در برنامهي «نگاه» و آقاي دكتر فاضلي، رييس پژوهشكدهي باستانشناسي سازمان در برنامهي «صبح بهخير ايران» كه در شب شنبه و صبح يكشنبه سيام ديماه و يكم بهمنماه از شبكهي يك سيما پخش شدند) ، نميتواند با واقعيات همخوان باشد.
2. حضور گروهي از جوانان مخالف آبگيري سد سيوند، از جمله نمايندگان 47 سازمان مردمنهاد (NGO) از شهرهاي مختلف ايران، مصداقي بود بر اين سخنان دكتر فاضلي، دبير همايش كه در آغاز همايش بر معيار بودن نظر ملت ايران در تصميمگيري سازمان تأكيد كرده بود. در عرف جهاني، سازمانهاي غيردولتي و مردمنهاد، نمايندگان مردم به شمار ميروند.
3. بر خلاف وعدههاي دادهشده در پيش از برگزاري همايش و حتي در آغاز آن، بخش ميزگرد و اعلام نتيجهگيري از همايش، به سخنان شماري از پيشكسوتان رشتهي باستانشناسي و مسؤولان سازمان محدود شد و دكتر فاضلي با عنوان كردن اينكه گروهي از باستانشناسان در اين همايش غايب هستند (كدام باستانشناسان؟)، نتيجهگيري را به آينده موكول كرد.
برج مسکونی الشرق دبی
نوشته : محسن زین العابدینی
شرکت سرمایه گذاری الشرق، بازیگر جدید دنیای برج سازی دبی، اعلام کرده که مبلغی بالغ بر 1.2 میلیارد دلار در برجسازی و در قالب 6 برج جدید سرمایه گذاری خواهد کرد .الشرق قرار است تا سال 2009 و با بودجه 140 میلیون دلار به پایان برسد.
برج مسکونی الشرق که بعد از اتمام قرار است بلندترین در بزرگراه شیخ زاید باشد، با یک صد طبقه و حدود 300 واحد لوکس و ارتفاعی بالغ بر 360 متر و سازه ای متشکل از 8 سیلندر کاملا حائز مختصات آیکونیک برای شهر عربی غربزده است

کليسای ژوبيل- روم ایتالیا
ريچارد مير و همکاران
Jubilee Church by Richard Meier & Partners
میر را باید در زمره معماران پست مدرن و پیشگام سبک نیو ایندیانا هارمونی دانست . من میر را بیش از اینکه معماری توانا بدانمش او را روانشناسی متبحر و قهار میدانم . در کارهایش با روان شما بازی میکند آن هم از طریق حس بینایی شما . این طور نیست ؟
میدانم در این مقطع از زمان هر کجای ایران که باشید و معماری بخوانید درگیر درس طرح هستید و در حال دست و پنجه نرم کردن با موضوع درسی تان امروز این کلیسا را آوردم که بگویم فقط روی پلان متمرکز نشوید روی مقاطع آنقدر راحت و زیبا می شود متمرکز شد و طرح در خور ارائه کرد . امتحان کنید

منبع : وبلاگ معماری و شهر سازی
بنای یاد بود سومین کنگره بین المللی کمونیست
نوشته : محسن زین العابدینی
یکی از اولین ساختمانهای سبک معماری کانستراکتیویسم که نماد این سبک نیز حسوب میشود ماکت بنای یادبودسومین کنگره بین المللی کمونیست در مسکو میباشد . این اثر در سال ۱۹۲۰ توسط " ولادمیر تاتلین "طراحی شد. این بنای مارپیچ حلزونی شکل قرار بود به اتفاع ۳۹۰ متر ساخته شود و نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند تکاملی تاریخ به صورتی که تاریخ خود را تکرار میکند و در نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم منتهی میشود .

از وسط این برج فولادی مرتفع ساختمان پارلمان به صورت شیشه ای آویزان شده بود . اگر برج ایفل با ۳۳۰ متر ارتفاع نماد آغاز تکنولوژی مدرن میباشد این برج شان دهنده سپیده دمان عصر سوسیالیسم بود .متاسفانه این نماد گویا هیچ گاه ساخته نشد.
کتاب تاریخ معاصر معماری ایران
خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_تاريخ معاصر معماري ايران عنوان كتابي است كه دكتر "سيروس باور"، مدرس دانشگاه و كارشناس معماري وشهرسازي آن را در دست تدوين دارد.
وي در اين زمينه گفت:« اين كتاب به تاريخ معاصرمعماري ايران مي پردازد و ساختمان هايي كه در دوره پهلوي اول و دوم ساخته شده اند را بررسي مي كند، البته بسياري از اين ساختمان ها امروز به كلي از ميان رفته اند. البته خوشبختانه به دليل عكس هايي را كه پيش از انقلاب از اين ساختمان ها تهيه كرده بوديم، توانستيم اطلاعات مربوط به آنها را كامل كنيم.»
باور با بيان اينكه هم اكنون اين كتاب در مرحله ويراستاري قرار دارد، ادامه داد:« يك بار پيش از انقلاب من تصميم به تدوين اين كتاب گرفتم، اما با وقوع انقلاب اين كار ناتمام ماند تا اينكه تقريبا از دو سال قبل تصميم به تدوين مجدد اين كتاب گرفتم كه اميدوارم تا پايان امسال ويراستاري كتاب به پايان رسيده وآماده انتشار شود.»
اين استاد دانشگاه عنوان كرد:« اين كتاب علاوه به پرداختن به نحوه معماري ، خصوصيات بنا و مشخصات معمار آنها را به وسيله عكس و تصوير آن بررسي مي كند. همچنين در اين كتاب "روح زمانه" يعني جو موجود در زمان ساخت بناها وتاثيرات فرهنگ مردم بر نحوه شكل گيري آنها را نيز بررسي مي كند.»
اين كتاب حدود 400 صفحه دارد وتوسط نشر فضا منتشر خواهد شد.
کامر ان دیبا . معماری ماندگار
کامر ان دیبا آرشیتکت و طراح شهری و نقاش ایر انی در رشته معماری دانشگاه هارواد واشنگتن دی سی تحصیل کرد.در سال 1964 در این رشته فارق التحصیل شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.
در سال 1966 به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور DAZ شد. "DAZ" در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت به طوریکه در سال 1977 صدوپنجاه پرسنل داشت.
دیبا در ایران صرفا در بخش دولتی فعالیت می کرد.وی به سنت های بومی و هم چنین نیاز های جامعه شهری مدرن و اثر متقابل انسان علاقه مند بود.
پروژه نیمه تمام "شهر جدید شوشتر" (1974) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است.
وی این شیوه را جای گزین طراحی بر اساس الگوهای غربی- که مورد حمایت افراد با نفوذ و سردمداران بود_ نمود.
این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر 30000 نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد .چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت می کرد.
بناهای آجری شاعرانه دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است .
دیگر کارهای شاخص وی در ایران شامل چندین ساختمان در دانشگاه جندی شاپور (۱۹۷۶) است.اما بنایی که شاید شناخته شده ترین اثر وی باشد موزه هنر های معاصر تهران (۱۹۷۶) است که با سقف های نیم هلالی اش یاد آور باد گیر های سنتی خاور میانه است .وی موسس و هم چنین اولین مدیر موزه بود.(۱۹۷۸)
دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد. هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله آنها خرمشهر بندری مهم در خلیج فارس است.جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد.
وی در سال 1977 ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند.
پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست.
وی در سال 1977 به عنوان منتقد با دانشگاه "کرنل" همکاری کرد.
دیبا به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد.وی هم چنین گردآورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود.
رابیند رانات تاگور . صدای میراث معنوی هند

تاگور امروزه یک شاعر، نقاش و سراینده ای بزرگ است که قدرت تخیل و بیانش اعجاز آمیز است. وی یک شخصیت ملی و مبارزه جو است که به دلیل محبت و احترام به انسانیت در قلب همه مردم جهان جا دارد.
«رابیند رانات تاگور Rabidranath Tagor» شاعر، متفکر و نابغه ی هندی درششم ماه مه سال ۱۸۶۱ درشهر کلکته درخانواده مهاراجه ای که ثروتش از پارو بالا می رفت متولد گردید و درهفتم اوت ۱۹۴۱ در شهر کلکته در۸۰ سالگی درگذشت . درآغاز قرن نوزدهم مرد متفکری به نام «راجا را موهان روی » نهضت تازه ای در ادب و فلسفه بنیاد نهاد؛ نهضتی که عظمت آن را هیچ مرد متفکر اروپایی نمی تواند دریابد و همین نهضت بود که صد سال بعد توانست هندی آزاد ومستقل به وجود آورد. تاگور از پیروان شایسته این نهضت عظیم بود. او از محیط مدرسه و معلمین خصوصی تنها توانست قواعد علوم و زبان را فراگیرد و تفکرات تنهایی او وی را بر کرسی افتخار قرار داد، مادر وبرادر بزرگش نیز از استعداد فهم زبان و فلسفه ومنطق برخوردار بودند ومشوق او در دانش اندوزی بودند، و بحث های پرشور آنان پایه فهم عمیق وجهان بینی شگفت آوری شد که نام وی را جاودان ساخت . تاگور کار ادبی خود را درسال ۱۸۷۶ با سرودن اشعار «غنایی» آغاز کرد. وی در بیستم سپتامبر ۱۸۷۷میلادی برای تحصیل حقوق عازم لندن گردید اما حقوق هرگز نمی توانست روح نوجو و فیاض وی را قانع کند، از این رو پس از یک سال به زادگاه خویش بازگشت و در نهضت پر دامنه ای که در تمام زمینه های زیست ، اقتصاد ، سیاست و فرهنگ و فلسفه در این کشور و خصوصاً در ایالت بنگال به حد عصیان رسیده بود نقش حساسی به عهده گرفت و دومین اثر خود را که حاوی افکار مختلف او بود، در قالب ترانه هایی لطیف و پرشور منتشر کرد. دراین اشعار، زیبایی، عظمت و روح مبارزه جویی همه یک جا گرد آمده و نمایشگر عالی ترین عواطف بشری و تلاش مقدس انسان برای زیستن بود. آثار اولیه ی وی تقلیدی از شعرای بزرگ هندی بود که با مایه ای از فولکلور چاشنی خورده بود، لیکن درسال ۱۸۷۸ منظومه های «ترانه های آفتاب» و «سرودهای شبانه» که حاوی ایده های انسانی و بزرگی بودند انتشار یافت. انتشار آنها در سراسر هندوستان وی را به عنوان یک شاعر بزرگ معرفی کرد. او برای اندیشه های خود قالبی از رمانتیسمی داشت که از فرهنگ و دانش و سرودهای جاویدان و با عظمت هند باستانی آکنده بود. تاگور درسال ۱۸۸۴ طی یک ماجرای پرشور عاشقانه ازدواج کرد و در آرامش و تنهایی مطلق به تفکر و تحریر و سرودن ترانه های جاویدان و مطالعه برای ایجاد مکتب تربیتی نوین مبتنی بر سنن ارزنده ملت هند پرداخت. دراین زمان مدرسه نمونه ای به نام «سنگر صلح» با هزینه ی خود تأسیس کرد و اصول وعقاید تربیتی خود را درآنجا به کار بست که متضمن نتایج درخشانی برای وی بود ؛ این مدرسه بعدها به صورت یک کانون آموزش جهانی شناخته شد. او در این دوران با زندگی مردم عادی، با دردها و رنج ها، با گرسنگی و فقر و مرض آشنا شد. او ملت واقعی هند را شناخت و به ترسیم چهره آنان پرداخت: رخساره زرد و نحیف زنان، شکمهای آماس کرده ی کودکان، و دستهای پینه بسته ی مردان دهقانی که هیچ گاه شکم خود را سیر ندیده بودند. تاگور با مفهوم واقعی کار، آشنا شد و از آن پس قهرمانان او به جای روسپی های بزک کرده کاخهای اشرافی، که در قصرهای مجلل با استخرهایی از کاشی های چین و روم زندگی می کردند، به ترسیم سیمای واقعی ملت هند پرداخت. شعر او مرثیه مرگ کودکان گرسنه، و ترانه های او نمایشگر اندوه زنان رنجدیده دهقان بود. او بهترین آثار خود را در این دوران به وجود آورد ، داستانهای هیجان انگیزی به رشته تحریر کشید و نمایشنامه های کم نظیری نگاشت که از میان آنها «باغبان و سنگ های گرسنه»، «امید دهقان»، « مهتاب درخشنده » را می توان نام برد. اما وقایع دردناکی برای وی پیش آمد. درسال ۱۹۱۰ ابتدا زن محبوبش و پس از آن دخترش و سه ماه بعد پسر کوچکش یکی پس از دیگری در ظرف یک سال جان سپردند. این وقایع ضربه ی هولناکی به روح حساس تاگور وارد کرد تا جایی که کنترل اعصاب خود را تا حدی از دست داد.
درسال ۱۹۱۱، مجدداً برای معالجه به انگلستان رفت و در این سال ترجمه انگلیسی اشعار او به نام « آوازهایی از قربانی»، «چیستان جالی » و «مرگ امید» مورد استقبال کم نظیری قرارگرفت و جوامع انگلیسی زبان، یک شاعر بزرگ از مشرق زمین را مورد تجلیل شایسته ای قرار دادند. اشعار تاگور به اغلب زبان های اروپایی ترجمه شده و در سال ۱۹۱۳ به عنوان اولین هنرمند از آسیا جایزه نوبل گرفت.شخصیت تاگور کاملاً در آثار او متجلی است. او به عنوان یک هنرمند رسالت خود را می شناخت و همیشه آماده ی مبارزه با بیداد و ظلم و شقاوت بود و مبارزه پی گیر و بی امانی را علیه ناسیونالیسم آلمان و رژیم نازی آغاز نمود. تاگور پس از مرگ زن و فرزندانش به مسافرت پرداخت و از کلیه ی کشورهای اروپایی ، چین وآمریکا و اتحاد جماهیر شوروی ، ایران ، آمریکای جنوبی وکانادا دیدن کرد. تاگور در ۶۸ سالگی به آموختن نقاشی پرداخت و نمایشگاه آثار نقاشی او در مونیخ ، پاریس ، برلین ، نیویورک و مسکو مورد توجه قرارگرفت. وی در آهنگسازی نیز دست داشت و برای اغلب ترانه ها ی خود آهنگ های جالبی ساخته است .
متد فلسفی این نابغه ی بزرگ مبتنی بر درون بینی و اعتماد به تجلی بارقه ای از نورخداوند در وجود انسان است و اندیشه های فلسفی او در پیدایش مکاتب فلسفی جدید تاثیری عظیم بخشیده است .
تاگور بیش از شصت جلد از آثار منظوم خود منتشر نمود وداستانهای بزرگ ، مقالات ، نمایشنامه های او به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است . ازآثار جاویدان او می توان «سلطان قصر سیاه »، «میوه جمع کن»، «اشعارخیبر»، «رشته های گسسته»، «نامه هایی به یک دوست»، «پیوند آدمی»،«مذهب بشر»، «شخصیت» ،«نکاتی از بنگال»، «هدیه عاشق» و «چیتر ا» را نام برد .

آنتوني گائودي معمار اشکال و خطوط طبیعی
آنتوني گائودي، معمار مشهور اهل ناحيه كاتالونياي كشور اسپانيا، از جمله بزرگترين معماران جهان در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم است و به خاطر سبك معماري مدرن و به شدت شخصياش شهرت فراواني دارد. از جمله آثار معماري فراواني كه گائودي در طول زندگي خويش خلق كرد، هفت اثر كه همگي در بارسلون يا حومه آن قرار دارند، تحت عنوان واحد «آثار آنتوني گائودي» از سال 1984 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شدهاند.
گائودي در سال 1852 ميلادي در ناحيه توراگونا در ايالت كاتالونياي اسپانيا متولد شد. هر چند محل تولد گائودي به روشني مشخص نيست و در اين مورد ميان مورخان اختلاف نظر وجود دارد، اما مسلم است كه او يك روز پس از تولد در كليساي رئوس غسل تعميد يافت. پدر گائودي آهنگر بود و او كوچكترين فرزند در ميان پنج فرزند خانواده بود.
گائودي از همان نخستين سالهاي كودكي به خاطر ابتلاء به بيماري رماتيسم قادر به بازي با ديگر كودكان همسال خود نبود و به خاطر درد شديد پاهايش، هر بار كه قصد خروج از خانه را داشت بايد از قاطر استفاده ميكرد. اين بيماري همچنين موجب ميشد تا او قادر به حضور در بسياري از كلاسهايش نباشد و گائودي به اين ترتيب از همان نخستين سالهاي كودكي فرصت مشاهده و تعمق در طبيعت و طراحيهاي طبيعي را پيدا كرد. به گمان كارشناسان تاريخ هنر، برخورد نزديك گائودي با طبيعت در اين سالها به شكلگيري دو ويژگي مهم او كه بعدها نقش كليدي در آثارش ايفا كرد ــ يعني مشاهده و تحليل طبيعت ــ كمك فراواني كرد.
گائودي از همان نخستين سالهاي تحصيل هوش و خلاقيت خود را نشان داد و هر چند شاگرد ممتازي نبود، اما در درسهاي خاصي چون هندسه استعداد فراواني از خود نشان داد. گائودي از همان نخستين برخورد شيفته هندسه شد و اين شيفتگي كه تا پايان عمر او نيز ادامه داشت، مسير حرفهاي گائودي را نيز مشخص كرد.
گائودي از سال 1873 وارد مدرسه معماري تكنيكا سوپريور شد و پس از فارغالتحصيلي در رشته معماري در سال 1878، بلافاصله كار طراحي و معماري را آغاز كرد.
گائودي با مطالعه دقيق زوايا و پيچ و خمهاي اشكال طبيعي، آنها را وارد طراحيهاي خود كرد و به جاي اتكا به اشكال هندسي صرف، طبيعت را مبناي كار معماري خود قرار داد. اين امر خود را در استفاده فراوان گائودي از سازههاي سهمي شكل و هذلولي شكل نشان ميدهد كه با توجه به پيشرفتهاي تكنولوژيك ناشي از انقلاب صنعتي، منجر به شكلگيري يك سبك معماري خاص در آثار گائودي شد.
نخستين آثار معماري گائودي به سبك گوتيك و شيوههاي معماري سنتي كاتالونيايي ساخته شدند، اما او خيلي زود سبك شخصي و متمايز خاص خود را در معماري پيدا كرد. گائودي در اين دوره تا حد زيادي تحت تأثير اوژن ويولت لودوك، معمار مشهور فرانسوي قرار داشت. هر دوي اين معماران از اساتيد معماري پيش از خود فراتر رفتند و با طراحي عمارتهاي بديع و نامنظم، دوره جديدي را در تاريخ معماري جهان رقم زدند. آثار معماري گائودي در زمره آثار جنبش هنر نو قرار ميگيرد كه از پيشقراولان معماري مدرن و امروزي بود.
گائودي استفاده از قوسهاي سهموي، اشكال طبيعي و ارگانيك و نوعي سياليت را با سبك معماري خود آميخت و با مطالعه دقيق اصول جاذبه و منحنيهاي زنجيري، به نوآوريهاي زيادي در زمينه معماري نائل شد (براي مثال گائودي بسياري از طاق قوسيهاي آثار خود را برعكس طراحي كرده است و براي حفظ تعادل آنها از وزنههاي فراواني كه به شبكه به هم متصلي از ريسمانها آويخته شده استفاده كرده است).
هرچند گائودي چون يك نابغه مورد تحسين و ستايش هنردوستان سراسر جهان قرار گرفته است، اما آثار او منتقداني نيز دارد كه معتقدند گائودي كوررنگ بوده است و بهترين آثار خود را تنها در سايه همكاري با ژوزف ماريا خويول، معمار جوان و با استعدادي كه دستياري گائودي را بر عهده داشت، خلق كرده است.
مشهورترين اثر گائودي در بارسلون كه اين معمار مشهور 15 سال آخر عمر خويش را به تمامي صرف ساخت آن كرد، كليساي معروف خاندان مقدس (Sagrada Familia) است كه با مرگ نابهنگام گائودي بر اثر تصادف در سال 1926 نيمهكاره باقي ماند.
معماري اين كليسا كه ساختمانش از سال 1883 آغاز شد كاملاً نو است و به معماري هيچ كليساي ديگري شبيه نيست. گائودي به ساختمان اين كليسا عشق غريبي داشت، چنان كه تختخوابش را در كنار ساختمان آن قرار مي داد و همان جا ميخوابيد.
ورودي اين كليسا به گفته گائودي «بايدآنقدر پهناور باشد كه تمام بشريت بتوانند از آن بگذرند و به كليسا در آيند».كل بنا مركب از چهار برج بزرگ شبيه كله قند و يك پشتبند شمشيري مركزي به شكل پل معلق و ستونهايي چون درخت و وروديهاي سرپوشيده غار مانند است. كليساي جامع «خاندان مقدس» امروزه نماد شهر بارسلون است و بنا بر آمار منتشره تنها در سال 2004 بيش از 2 ميليون بازديدكننده از آن ديدن كردهاند.
از ديگر عمارتهايي كه گائودي در بارسلون و نواحي اطراف اين شهر ساخته است ميتوان به پارك گوئل، پالاسيو بوئل، كاسا ميلا، كاسا ويچنز و كاسا باتلو اشاره كرد كه همگي به عنوان يادگارهاي فرهنگي بينظير بشري، در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شدهاند.
معبد ماهابودي، قديميترين سازه خشتي شرق هند
معبد ماهابودي در بودا گايا و در مكاني واقع شده است كه سيذارتا گائوتاما، ملقب به بودا، به روشنبيني دست يافت. بودا گايا در 96 كيلومتري پانتا در ايالت بيهار هندوستان واقع شده است. معبد فعلي كه قدمت آن به قرن پنجم يا ششم ميلادي بازميگردد، يكي از نخستين معابد بودايي است كه تماماً از خشت ساخته شده است. معبد ماهابودي از سال 2002 ميلادي، در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.

بر اساس روايات تاريخي، در حدود سال 530 پيش از ميلاد، سيذارتا گائوتاما كه كاهني سرگردان بود، به كرانههاي پوشيده از درخت رودخانه فالگو در نزديكي شهر گايا رسيد. بر اساس متون بودايي، سيذارتا گائوتاما در آن جا به حال مراقبه زير يك درخت انجير هندي (كه بعدها به درخت بودا مشهور شد) نشست و پس از سه روز و سه شب، به روشنبيني و پاسخ سئوالاتي كه در جستجويش بود دست يافت. معبد ماهابودي در اين محل به يادبود اين واقعه ساخته شد.
بودا هفت هفته آتي را در نقاط مختلفي در همان محدوده به حالت مراقبه و تفكر درباره تجربهاش گذراند. مكانهاي خاص و متفاوتي در معبد ماهابودي وجود دارد كه مرتبط با آئينها و رويدادهاي اين هفت هفته است:
ــ بودا هفته اول زير درخت انجير هندي به حال مراقبه نشست.
ــ طي هفته دوم، بودا بيوقفه ايستاد و به درخت انجير هندي خيره ماند. در اين محل گنبد انيمشلوكا، در شمال شرقي معبد ماهابودي، به يادبود اين واقعه ساخته شد. در اين محل همچنين مجسمهاي از بودا با چشمان خيره به درخت مقدس ساخته شده است.
ــ طي هفتههاي بعد بودا به قدم زدن ميان محل گنبد انيمشلوكا و درخت مقدس پرداخت. بر اساس افسانهها، در طول اين مسير كه اكنون به مسير گوهري شهرت دارد، گلهاي نيلوفر روئيد.
در حدود سال 250 پيش از ميلاد، يعني حدود 250 سال پس از روشنبيني بودا، امپراتور آشوكا از بودا گايا بازديد كرد و دستور ساخت يك معبد را در محل الهام بودا داد. آشوكا همچنين دستور نصب اورنگي الماسنشان را در محل دقيق مراقبه بودا صادر كرد. به اين ترتيب امپراتور آشوكا موسس معبد ماهابودي محسوب ميشود. اين معبد طي قرون آتي تخريب شد و در قرن پنج يا شش ميلادي مورد بازسازي كلي قرار گرفت.
با افول سلسلههاي حكومتي حامي بوديسم، اين دين نيز رو به افول گذاشت و در دوره تهاجم مسلمانان به رهبري محمدبنقاسم و نيز هونهاي سفيد دين بودا و معبد ماهابودي به محاق رفت. اما با روي كار آمدن سلسله امپراتوري پالا در شمال شرقي شبه قاره هند، بوديسم بار ديگر بين قرون هشتم و دوازدهم ميلادي رونق گرفت. اما پس از قرن دوازدهم و با غلبه هندوها بر سلسله پالا و نيز هجوم آتي مسلمانان، بوديسم در هند تا حد زيادي از ميان رفت و معبد ماهابودي متروكه و مخروبه شد.
در دهه 1880 ميلادي، انگليسيهاي حاكم بر هند بازسازي و مرمت معبد ماهابودي را زير نظر سِر الكساندر كانينگهام آغاز كرد. مدت كمي بعد از اين، در سال 1891، رهبر بوداييان سريلانكا مبارزهاي را براي بازگرداندن كنترل اين معبد مقدس (كه در اين زمان هندوها كنترل اين معبد را به دست داشتند) به بوداييان آغاز كرد. بالاخره در سال 1949 كنترل معبد از رهبر محلي هندوها به حكومت ايالت بيهار منتقل شد و حكومت بيهار نيز به نوبه خود كميتهاي را براي مديريت اين معبد تشكيل داد. اين كميته از 9 عضو تشكيل شده كه اكثريت آنها، از جمله رئيس كميته، بايد مطابق قانون هندو باشند.
معبد ماهابودي تماماً از خشت ساخته شده است و قديميترين سازه خشتي شرق هند محسوب ميشود. اين معبد نمونهاي عالي از هنر خشتزني و چينهبندي هندي محسوب ميشود و تأثير زيادي بر سنتهاي معماري منطقه طي قرون آتي گذاشته است. بر اساس سند رسمي يونسكو، «معبد فعلي ماهابودي يكي از قديميترين و تأثيرگذارترين سازههاي خشتي منطقه است كه قدمت آن به اواخر دوره گوپتا بازميگردد.»
برج مركزي معبد ماهابودي 55 متر ارتفاع دارد و در قرن نوزدهم مورد بازسازي كلي قرار گرفته است. در چهار گوشه برج مركزي چهار برج كوچك ساخته شده است كه از نظر فرم و سبك مشابه برج مركزي هستند.
در حال حاضر گذرگاهي مرمرين دور معبد كشيده شده است و نورپردازي زيبايي شبها معبد ماهابودي را غرق در نور ميكند. معبد بالايي در حال حاضر به مراقبه در سكوت اختصاص دارد و در آن به روي عموم باز است. زمين نيز پوشيده از تختههاي نيايش است كه بوداييان اروپايي، تبتي و آسيايي مراسم نيايش خود را در سكوت روي آنها انجام ميدهند. بوداييان از مليتها و سنين مختلف در سه مسير مختلف حول معبد طواف ميكنند يا زير درختهاي اطراف معبد به حال مراقبه مينشينند. معبد ماهابودي علاوه بر زيباييهايش براي پيروان ديگر اديان، جايي است كه هر يك از پيروان آئين بودا احساس راحتي و در خانه بودن ميكند.
منبع: http://www.chn.ir
کلیــسای ســـن پیــــر و چهل سال از مرگ لوکوربوزیه
کلیــسای ســـن پیــــر در مجموعه فرهنگی فیرمینی فرانسه در حالی در آستانه گشایش قرار دارد که چهل سال از مرگ این معماردر سال 1966 میگذرد؛ کارگاه این بنا به سال 1971، اندی سال بعد از مرگ استاد و به سرپرستی دستیارش در طراحی مجموعه، ژوزه اوبروریه آغازبه کار کرد که آخرین روزهای کاریاش را نیز تحت نظارت شاگرد وفادار استاد طی میکند.اگرچه معدودی المانهای اساسی بنا بر طبق نیازهای متعاقب طرح اولیه بنا تغییر یافتهاند ولی فیالبداحه ساختمان به کلیسای لوکوربوزیه شهرت یافتهاست.

گفتنی است که این بنا قسمتی از مجموعه فرهنگی/مسکونی طراحی شده توسط لوکوربوزیه است در شهر فیرمینی فرانسه، که تحت عنوان فاز آخر این مجموعه که به علت مشکلات مالی دستخوش تأخیر شدهاست، در حالی به بهره برداری رسیده است که پیشاپیش در فهرست آثار تاریخی شهرداری سن-اتین قرار گرفتهاست.
منبع http://aruna.ir
قوم اولمک
نوشته : محسن زین العابدینی
اولین تمدن بزرگ در قاره آمریکا تمدن اولمک مکزیک بود.آنها از سال ۱۲۰۰قبل از میلاد یک جامعه سازمان یافته تشکیل داده بودند.محل استقرار قوم اولمک واقع در " سان لورنزو " و " لاونتا " میباشد.که در این مکان ها اماکن با شکوهی برای مراسم مذهبی خود ساخته بودند.بسیاری از دستاورد های تمدن اولمک برای جوامع بعدی آمریکا منافع زیادی را به همراه داشت و فرهنگ اولمک را به عنوان فرهنگ مادر قرار دادند. در واقع نقش تمدن اولمك در تكامل تمدن مايا آشكار است.مهمترین خصیصه این تمدن مهارت آنان در پیکرتراشی بوده است .
هنر اولمك ها در پيكر تراشي تاكيد بر تجسم بخشیدن به کودکانی چاق با چهره هایی پف کرده و دهانی نیمه باز به نیشخند بوده که بر روی هم علایم صورت گربه وحشی را حتی گاه با چنگال هایش آشکار میسازد و در حقیقت چنین پیداست که آن قوم خود را از نسل گربه سانان میدانستند . کاوشگاه "لاونتا" در جنوب شرقی مکزیک بزرگترین زیستگاه تمدن اولمک به شمار می آید که در آن بقایای شهری به شکل یک ردیف ساختمان های گلی به طول ۵/۲ کیلومتر و در مسیر شمالی جنوبی قرار دارد . در این شهر یک هرم اشکوبه ای به طول ۱۳۵ و عرض ۷۵ متر و بلنی ۳۵ متر ساخته شده از گل مهمترین اثر معماری بجا مانده از قوم اولم میباشد . چنانکه معلوم است زیستگاه "لاونتا" در حدود ۴۰۰-۳۰۰ ق-م بر اثر تهاجم دشمنانی ویران شده است .
از آثار بجا مانده از قوم اولمک میتوان به هشت سر سنگی بزرگ در " سان لورنزو " واقع در کشور مکزیک اشاره کرد که به احتمال فراوان مجسمه حاکمان تمدن اولمک میباشند که در زیر تصویر یکی از این مجسمه ها نشان داده شده است.

حركت به سوى دكوراسيون مدرن
نوشته شده توسط:سپيده سليمى
قرن بيستم از آغاز، دوره تغييرات سريع بوده است. تغييرات حاصل در سراسر جهان به دنبال دو جنگ جهانى و پيشرفت هاى چشمگير در تكنولوژى طى اين قرن آهنگ زندگى را سرعت بخشيد. حدود دويست سال پيش ده ها سال طول مى كشيد تا يك سبك دكوراسيونى در ميان كشورهاى اروپايى گسترش يابد و سپس اقيانوس ها را به سوى باقى جهان طى كند.
اما امروز گسترش وسايل ارتباط جمعى كوچكترين تغييرات در مد را ظرف چند روز به اقصى نقاط جهان مى رساند. از اين رو سبك هاى دكوراسيونى تقريباً با سرعت تغييرات مد لباس در حال تغيير و تحول هستند و از آنجا كه مردم قادر به تغيير دادن مبلمان و وسايل منزل و دكوراسيون كلى خانه در زمان هاى كوتاه نيستند امروز اغلب سبك هاى دكوراسيونى دچار تداخل و به عبارتى همپوشانى، حتى در يك خانه واحد، مى شوند.
در ابتداى قرن بيستم در ميان طراحان دكوراسيون اروپايى عكس العملى نسبت به تزئينات افراطى اوايل قرن نوزدهم پديدار شد و آنان را به سوى سبكى از معمارى كه بيشتر بر روى فضاهاى باز، تناسب و سطوح صاف تكيه داشت سوق داد. در فرانسه «جنبش مدرن» توسط فردى به نام كربوزير Corbusier (۱۹۶۵- ۱۸۸۷) شكل گرفت. از او كتابى با عنوان «درباره معمارى» در سال ۱۹۲۷ به زبان انگليسى به چاپ رسيد كه در آن «نكته هايى از يك معمارى جديد» را مطرح مى كرد: رديف هاى افقى پنجره ها، نقشه اى آزاد، نماى ساده و سقف هاى مسطح.
در ايالات متحده آمريكا، فرانك للويد رايت (۱۹۵۶- ۱۸۶۷) خطوط ساده افقى و اتاق هاى وسيع و كم ارتفاع در معمارى را توسعه داد. خانه هاى معروف طراحى شده توسط او در اطراف شيكاگو به نحوى چشمگير بى پيرايه هستند با نماى ساده اما زيبا از تركيب آجر با چوب مرغوب.
مدرسه طراحى باهاوس كه در سال ۱۹۱۹ در ويمر آلمان تاسيس شد سردمدار بسيارى از ايده هاى جنبش مدرن بود. هدف مدير اين مدرسه، والتر گروپيوس (۱۹۶۹- ۱۸۸۳) ايجاد ارتباط ميان همه آموزش هاى هنرى، معمارى و طراحى بود. معمارى حاصل از اين تجمع به صورت ساختمان هاى مكعب مانندى با سقف هاى مسطح با رديف هاى عمودى و افقى پنجره هاى بزرگ با قاب هاى فلزى براى راه يافتن نور طبيعى فراوان به داخل بود. نوگرايى، كارايى و بهداشت جوهر اصلى سبك جديد بود. رنگ سفيد رنگ ارجح براى ديوارها بود كه عارى از تزئينات، زوارها و گچبرى هاى پيشين، سطوحى صاف و ساده بودند. درها بدون قاب بندى هاى سنتى و تنها پوشيده از سطوح تخته سه لاى رنگ شده بودند. فرم ها بيشتر به سوى آيروديناميك شدن متمايل و مبله كردن اتاق خواب، اتاق نشيمن و آشپزخانه با وسايل توكار متداول شد.
در هلند گروهى تحت عنوان «استايل» (به معناى سبك)، نامى برگرفته از مجله اى با همين عنوان نيز رسالت خود را بر بريدن هرچه بيشتر از فرم هاى متداول و گذشته و پيش بردن طراحى دكوراسيون به سوى قرن بيستم قرار داده بود. رهبر اين گروه گرت ريتولد (۱۹۶۴- ۱۸۸۸) طراحى هاى خود را بر پايه فرم هاى سه گوش آبستره با رنگ هاى اوليه قرمز، آبى و زرد قرار داده بود. معروف ترين ساختمان او، خانه شرودر در اتريش، نمايى با خطوط ساده، سطوحى متشكل از قطعات بلوك مانند بدون هرگونه گچبرى روى ديوارها و سقف با رديف هاى متصل افقى از پنجره هاى فلزى داشت.
آرت دكو نقطه اوج زاهد منشى جنبش مدرن بود. آرت دكو نام خود را از نمايشگاهى كه با عنوان «هنرهاى تزئينى» Exposition des Art Decoratifs به سال ۱۹۲۵ در پاريس برگزار شد، گرفته بود و در دهه هاى ۲۰ و ۳۰ قرن بيستم در اروپا و آمريكا بسيار مرسوم بود. بارزترين ويژگى اين سبك استفاده از اشكال هندسى بود. دايره ها، نيم دايره ها، سه گوش ها، چندضلعى ها و مكعب ها به عنوان طرح هايى براى فرش، كفپوش، كاغذديوارى، كاشى، پارچه و همچنين فرم مبلمان، ظروف، شومينه، چراغ ها، لوازم صوتى و خلاصه هر آنچه در دكوراسيون دخيل است به كار گرفته مى شدند. موتيوهاى ساده شده كه منظره هايى چون غروب آفتاب را نشان مى دادند و فرم هاى استيليزه شده درختان، گل ها، فواره و اشكال حيوانات به ويژه آهو، در حالى كه از نقوش تمدن باستانى آزتك ها (معبد پلكانى زيگورات) و مصر (پس از راه يافتن به داخل معبد توتانخ آمون در سال ۱۹۲۲) الهام گرفته مى شدند به طور گسترده مورد استفاده قرار مى گرفتند.
اين سبك كه به شدت تحت تاثير هنر شرق بود مناسب ترين سبك براى طراحى هتل هاى لوكس، رستوران ها، كشتى هاى اقيانوس پيما و سالن هاى تئاتر و صحنه هاى فيلمبردارى بود. طراحان فرم هاى پرانحنا با سطوح پرداخت شده كالاهاى سبك آرت دكو را با مواد اوليه متنوعى چون چوب خودرنگ روشن (گردو، بلوط و افرا)، چرم، مرمر و شيشه مى ساختند. انواع مختلف مبلمان و شيرآلات خانه با كروم ساخته مى شد و انواعى نيز با پلاستيك هاى جديد مانند باكليت كه سخت و براق است توليد مى شدند. اين تركيب متنوع و مطبوع مصالح و مواد گوناگون در پس زمينه اى از ديوارهاى سفيد، كرم يا بژ قرار مى گرفت و با پارچه هايى به رنگ هاى روشن ملايم مثل هلويى تكميل مى شد. لكه هايى از رنگ هاى نارنجى، سبز زمردى، آبى و قرمز نيز گاه اين دكوراسيون ها را مزين مى كرد.
در آمريكا حركتى براى آيروديناميك كردن همه وسايل به راه افتاده بود و چنان كه طراحى اتومبيل ها و لوكوموتيوهاى قطار به سوى آيروديناميك شدن مى رفت، لوازم خانگى از قبيل يخچال و جاروبرقى نيز به تقليد از اين جنبش با اشكال دوكى شكل و آيروديناميك طراحى و توليد مى شدند. در هر دو سوى آتلانتيك طراحى ساختمان ها با نمايى آيروديناميك، صاف و براق رايج شده بود. جنگ جهانى دوم توقفى ناگهانى در روند حركت طراحى و معمارى به وجود آورد. با اين حال تكنولوژى ساخت تخته سه لا به سبب مصرف آن در صنايع هواپيماسازى رشد چشمگيرى يافت. در سال ۱۹۵۱ فستيوالى در انگلستان برگزار شد كه بر سادگى زاهدگونه پس از جنگ نقطه پايانى نهاد و سبكى كه به دنبال اين فستيوال و متاثر از آن در دهه هاى ۵۰ و ۶۰ قرن بيستم رايج شد راحت و بى تكلف بود. اين سبك «سبك معاصر» نام گرفت. هشت ميليون نفر از نمايشگاهى كه خاستگاه سبك معاصر بود ديدن كردند. در اين زمان از بتون، شيشه و استيل در ساخت بسيارى از ساختمان ها استفاده مى شد از جمله ساختمان فستيوال سلطنتى كه هنوز در كناره جنوبى رود تايمز پابرجا است.
يكى ديگر از عوامل تاثيرگذار بر طراحى دكوراسيون و معمارى در اين زمان مدل ساختمان مولكول ها بود كه با استفاده از مفتول و گوى هاى ريز و درشت در طراحى لوازم و وسايل منزل و حتى خود ساختمان ها به كار مى رفت. اين طرح الهام بخش طراحان متعددى در طراحى ميز و صندلى هايى با لوله هاى فلزى و مهره هاى پلاستيكى رنگى شد. از اين فرم براى طراحى وسايل ديگرى مانند جاروزنامه اى، ساعت، چراغ هاى سقفى، ديوارى و روميزى و به عنوان نقشى گرافيكى بر روى كاغذديوارى، انواع پارچه و حتى ظروف مختلف استفاده مى شد.
اگرچه دكوراسيون همچنان ساده و نسبتاً بى پيرايه باقى مانده بود اما با بازگشت رنگ و تنوع آن بر سبك معاصر و توجه بيشتر به راحتى، پوشاندن زمين با پوشش هاى نرم و استفاده از كوسن هاى رنگين بر روى مبلمان متداول شد و پوشش كامل كف اتاق ها با موكت به تجمل جديد تبديل شد. تكنولوژى هاى جديد براى ساخت صندلى هاى انحنادار كه با تخته سه لاى قالب خورده يا ورقه هاى پلاستيك ساخته مى شدند به بازار آمدند. با اينكه ديوارها هنوز ساده رنگ مى شد لذا براى يك يا دو ديوار پوششى از كاغذ ديوارى با طرح هاى آبستره در نظر گرفته مى شد. زرد و خاكسترى تركيب رنگى محبوب در اين دوره بود.
هاى تك High Tech كه بيشتر نوعى نگرش به دكوراسيون است تا سبكى در آن توسط معماران انگليسى چون ريچارد راجرز و نورمن فاستر در دهه هفتاد با ساخت بناهايى كه در آنها تاسيسات و لوله كشى ها عريان و در معرض ديد هستند مطرح شد. در ساختمان هايى كه با روش هاى تك ساخته مى شوند مى توان لوله كشى ها، داكت ها و تاسيسات مربوط به آسانسور را به صورت عريان يا از زير پوسته اى شفاف كه اغلب شيشه است ديد. اين شيوه طراحى به دكوراسيون داخلى نيز راه يافت و در داخل خانه ها نيز نمايان ساختن تاسيسات متداول شد و همچنين كفپوش هاى ادارى، لوازم طبقه بندى كارگاهى و مبلمان دفترى به خانه ها راه يافت.
با آغاز قرن بيست ويكم طراحان به بازگشت به سوى سبك هاى كلاسيك و مجلل گذشته تمايل يافتند و امروز اغلب شاهد تركيبى از سبك هاى كلاسيك و مدرن در دكوراسيون هستيم كه در كنار كارايى و راحتى به جزئيات تزئينى نيز مى پردازند.
منبع :روزنامه شرق۱/۵/۸۵
http://www.sharghnewspaper.com/archive.htm
ستون های تخت جمشيد
مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.
عدد پي ( ( ۳/۱۴در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.
«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره، گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»
دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»
هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند اسلامي عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.
شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.»
داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها، بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.
مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.
مدرسهاي كه يك مكتب معماري شد
باهاوس نام يك مكتب معماري است كه از نام مدرسه هنر و معماري باهاوس در آلمان گرفته شده است. اين مدرسه معماري كه از سال 1919 تا 1933 فعاليت ميكرده است، پيشگام مدرنيسم در معماري بود و دستاوردهاي آن هنوز نيز در رشتههاي هنر و معماري به دانشجويان تدريس ميشود. ساختمان و كارگاههاي اين مدرسه در دو شهر دسائو و وايمار آلمان از سال 1996 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.

مدرسه معماري باهاوس كه در زبان آلماني به معني «خانه معماري» است، در دوران فعاليت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشيتكت بزرگ كه مديريت باهاوس را نيز بر عهده داشتهاند، فعاليت كرده است. اين مدرسه ابتدا از سال 1919 تا 1925 در شهر وايمار، سپس از سال 1925 تا 1932 در دسائو و بالاخره از سال 1932 تا 1933، يعني زماني كه اين مدرسه به دستور حكومت نازي آلمان تعطيل شد، در برلين فعاليت ميكرد. مديريت اين مدرسه نيز به ترتيب بر عهده والتر گروپيوس (1919 تا 1928)، هانيس مهير (1928 تا 1930) و ميز وان دروهه (1930 تا 1933) بود.
باهاوس در سال 1919 توسط والتر گروپيوس در شهر سنتي و قديمي وايمار تأسيس شد. هدف اوليه از تأسيس مدرسه باهاوس، ايجاد مكاني بود كه تركيبي از مدارس معماري، صنايع دستي (چون نجاري، آهنگري و...) و آكادمي هنري بود.
گروپيوس اعتقاد داشت كه با پايان جنگ جهاني اول، دوره جديدي از تاريخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبك معماري جديدي را كه بازتابي از اين دوران باشد، به وجود بياورد. به اعتقاد گروپيوس، اين سبك معماري كه ميشد اصول آن را به تمام كالاهاي مصرفي تعميم داد، بايد ارزان، كاركردگرا و سازگار با توليد انبوه ميبود. گروپيوس براي دستيابي به اين هدف، ميخواست هنرمندان و صنعتگران را با هم متحد كند تا به محصولي كاركردي و قابل استفاده، و در عين حال با ارزش از لحاظ هنري، دست يابد. اين ايده در بيانيه افتتاحيه مدرسه باهاوس به خوبي مشخص است: «ما در پي آنيم كه جامعه تازهاي از هنرمندان پديد آوريم تا در ميان آنها ديگر تعصب حرفهاي كه اكنون چون ديواري بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا ميسازد، وجود نداشته باشد.»
برنامهريزان مدرسه باهاوس هنرهاي زيبا را از صنايع دستي كاربردي ممتاز و متفاوت نميدانستند و بر اين باور بودند كه هنر و معماري مدرن بايد پاسخگوي نيازها و اقتضائات جامعه صنعتي مدرن باشد و طراحي خوب بايد از عهده آزمونهاي زيباشناختي و مهندسي برآيد. ويژگي عمده سبك باهاوس تكيه هر چه بيشتر بر كاركردگرايي، بهرهگيري بهينه از خواص مواد و مصالح صنعتي، احتراز از تزئينات تجملي در نماي ساختمانها و فرآوردههاي صنعتي بود. دستيابي به نوعي هماهنگي بين ضرورتهاي كاركردي و كيفيت زيباشناختي، خوشساختي و خوش تركيبي محصولات صنعتي از ديگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود.
استادان باهاوس به شاگردان خود ياد ميدادند كه همه چيز را بر مبناي نيازها طراحي كنند و از هيچ عنصري كه فاقد كاركرد باشد و تنها جنبه زيباشناسانه داشته باشد استفاده نكنند. در مدرسه باهاوس تاريخ معماري جايي ميان دروس دانشجويان نداشتند، چرا كه در باهاوس قرار بود همه چيز بر مبناي اصول اوليه معماري و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.
باهاوس در ابتدا براي تأمين بودجه خود به سوبسيدي كه از جمهوري وايمار ميگرفت وابسته بود. اما بعد از ايجاد تغييراتي در حكومت محلي وايمار، اين مدرسه در سال 1925 به شهر دسائو كه بافت صنعتي و شهري بيشتري داشت و با ايدههاي مدرن مدرسهي باهاوس همخوان بود، منتقل شد. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحي صنعتي اين مدرسه كه مشكل كمتري با حكومت محافظهكار محلي داشتند، در وايمار باقي ماندند. مدرسه طراحي صنعتي باهاوس بعدها نام خود را به دانشكده فني معماري و مهندسي عمران تغيير داد و از سال 1996 به بعد نيز به نام دانشكده باهاوس آلمان خوانده ميشود.
در سال 1927 سبك باهاوس و آثار آرشيتكتهاي مشهور آن نمايشگاه معماري اشتوتگارت را كه با موضوع خانهسازي برگزار ميشد، به شدت تحت تأثير خود قرار داد.
پس از گروپيوس، مديريت باهاوس را هانس مهير و سپس ميز وان دروهه به عهده گرفتند. با قدرت رسيدن رژيم نازيها در آلمان و افزايش فشار سياسي بر اين مدرسه، باهاوس در سال 1933 تعطيل شد. حزب نازي و ديگر گروههاي فاشيستي آلمان از ابتدا با فعاليت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر كمونيسم ميدانستند. نويسندگان نازي چون ويلهلم فريك و آلفرد روزنبرگ نيز در نوشتههاشان باهاوس را «غيرآلماني» ميناميدند و سبك مدرن آن را به باد انتقاد ميگرفتند. در واقع باهاوس يكي از مظاهر «هنر منحط» بود كه هيتلر و حزب نازي آلمان كمر به نابودي آن بسته بودند.
از جمله مهمترين ساختمانها و آثاري كه در طول فعاليت مدرسه باهاوس عمدتاً به دست استادان و مديران مدرسه ساخته شد ميتوان به عمارت سامرفيلد و خانه اوته در برلين، خانه اوئرباخ در يانا و برج تريبيون در شيكاگو (كه مدرسه باهاوس پس از برنده شدن در يك مسابقه بينالمللي طراحي آن را بر عهده گرفت) اشاره كرد. اما مهمترين بنايي كه سبك معماري باهاوس در اين دوره در آن متجلي شده است، ساختمان خود مدرسه در دسائو است كه توسط والتر گروپيوس، مدير وقت باهاوس، طراحي شده است.
پس از به قدرت رسيدن نازيها و تعطيلي مدرسه باهاوس، مديران و استادان مدرسه كه همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به كشورهاي مختلف در اروپاي غربي، آمريكا و همچنين اسرائيل مهاجرت كردند. همچنين شماري از معماران باهاوس كه به شيكاگو رفته بودند، باهاوس جديد را در اين شهر تأسيس كردند و به تربيت معماران جوان ادامه دادند.
اين مسئله كمك قابل توجهي به ترويج سبك معماري باهاوس در سراسر جهان كرد و آن را به گفتمان مسلط در معماري و طراحي صنعتي مدرن تبديل كرد، چنان كه اين مكتب هنري امروز نيز همچنان نفوذ جهاني خود را حفظ كرده است.
مجموعه فرهنگی Dome
معمار: ریچارد راجرز
اين ساختمان يكي از بزرگترين پروژه هاي معماري اجرا شده در انگلستان است كه يكي از نشانه هاي مهم اين كشور مي باشد و در تمامي عكسهاي هوايي لندن قابل مشاهده است.
اين پروژه معماري يك ساختمان جذاب و گيراست كه بزرگترين سقف دنيا را به خود اختصاص داده است بيرون آن مثل يك خيمه سفيددرخشان و بزرگ است كه برجهاي حمايت كننده زرد رنگش 95 متر ارتفاع دارند پلان دايره اي با قطر 356 مترولبه هاي حلزوني بر زيبايي آن افزوده است.
سايبان اين ساختمان غول پيكر از PTFE كه پلاستيك مقاوم و با دوام است ساخته شده و از وسط 50 متر ارتفاع دارد.
اين شاهكار معماري يكي ديگر از موفقيتهاي "ريچارد راجرز" معمار معروف سبك "هاي تك" است. وي در مصاحبه خود با بي.بي.سي گفت:
"ايده هايي كه ما معماري مي كنيم از خيلي لحاظ ريشه در باورهاي ما دارد و به اين ربط پيدا ميكند كه ما ساختمان را مثل يك كتاب بخوانيم براي اينكه ساختماني خوانا باشد بايد جريان آن نيز قابل رويت باشد."
نظريه پرداز اصلي سبك "هاي- تك" در جايي ديگر مي گويد:
" در عصر مدرن بايد در ساختمانهاي مدرن زندگي كرد "
از نظر او عصاره و مشخصه هر عصر در معماري آن دوره شكل كالبدي يافته است به همين دليل ساختمانهاي امروز مي بايد نمايش دهنده عصاره فكري و تكنيكي عصر حاضر يعني تكنولوژي باشد و اگر اساتيد ما (لوكور بوزيه و ميس ون دروهه و...) طرحهاي خود ماشين را به نمايش مي گذاشتند ما داخل ماشين و اجزاء آن را نشان مي دهيم.
ساخت اين پروژه از سال 1994 آغاز شد و در اواخر سال 1999 پايان يافت.

شروع ساخت آن در زمان نخست وزير پيشين انگلستان و حمايت كننده اصلي اين مجموعه فرهنگي "جان ميجور" بود كه به علت فساد مالي كه در سال 1996 به بار آمد و مجبور شد از كمكهاي مردمي براي ادامه اين پروژه استفاده كند كه موجب حمله روزنامه ها به اين ساختمان شد:

"اين پروژه موفق نبود بد طراحي شد بد اجرا شد و اين سوال را براي دولت بريتانيا بوجود آورد كه پس از آن چه خواهد شد؟ "نخست وزير جديد " توني بلر " علي رغم مخالفتهاي موجود تصميم به ادامه ساخت اين پروژه گرفت كه خبر خوبي براي ريچارد راجرز بود.
و سر انجام در دسامبر 2000 اين مجموعه فرهنگي كه توانايي پذيرش 12 ميليون بازديد كننده را در سال داشت به روي مردم باز شد.
منبع : www.architectural.blogfa.com
سالن
موسيقيwalt disney اثر فرانك گهرينوشته شده توسط:محسن زین العابدینی

سالن موسيقي walt disney در لوس آنجلس در حال احداث ميباشد . كه يكي از بزرگترين پروژه هاي فرانك گهري است .اين بنا قرار است به عنوان مركز فرهنگي لوس آنجلس مورد بهره برداري قرار گيرد .



اين طرح برگرفته از انبوهي جعبه است كه با يكديگر تداخل داشته و تو در تو قرار گرفته اند كه در مركز به جعبه بزرگتري منتهي ميشود كه محل اصلي سالن موسيقي است .اين بنا ظرفيت 2300 نفر تماشاچي را دارا ميباشد .طرح داراي پويايي زياد بوده كه دقيقا تداعي كننده يك سالن موسيقي پرشور است .
شكل كلي طرح بوسيله نرم افزار catia محاسبه و طراحي شده است.